ورود | ثبت نام | صفحه اختصاصی نمایندگان کتابشهر
View Article Detail
نویسنده زندگینامه داستانی امام موسی کاظم: چرا سنت تاریخ نویسی ایران به چند کتاب تاریخ طبری، بیهقی و ... محدود مانده است؟

تاريخ خبر :  27/3/1391 امتياز بده : ارسال به دوست تعدادمشاهده :  1616

غلامرضا آبروی، شاعر و داستان نویس ادبیات کودک و نوجوان: در مقایسه با سایر معصومین بیشتر عمر مبارک حضرت امام موسی کاظم (ع) در حبس و تبعید گذشته و به همین دلیل ارتباط مردم، تاریخ نویسان و راویان احادیث با ایشان کمتر از سایر ائمه بوده است، در واقع همین شرایط خفقان آوز سیاسی و اجتماعی آن دوره باعث شد که تاریخ نویسان و راویان احادیث از بعضی شخصیت های دینی روایتی بیشتر و از بعضی کمتر ارایه کنند.

 

کتابشهر ایران: حکایت های دینی فروانی امروز برای ما به یادگار مانده که بی شک از جمله افتخارات ادبی ماست، اما امروز با وجود استقبال نهادهای فرهنگی، نویسندگان، شاعران و ناشران مختلف از چاپ داستان های دینی، هنوز اثر دندان گیری که بتوان به عنوان الگوی ادبی شاخص فارسی معرفی کرد، پدید نیامده است، برخی از صاحبنظران از جمله مهدی محبتی در کتاب "از صورت تا معنا" بر این باورند که ما سنت نقد ادبی گرانسنگی در گذشته داشتیم که آثار ادبی بر اساس این سنت سنجیده می شد و نویسندگان را به سوی آفرینش حکایت های ماندگار سوق می داد، اما امروز ما نظریه منسجم ادبی بومی نداریم که با اتکا به آن بتوانیم آثار شاخصی پدید بیاوریم. به گفته صاحبنظران ادبیات دینی فقدان نظریه بومی داستان نویسی در حوزه داستان نویسی مذهبی به صورتی حاد جلوه می شود، یکی دیگر از مشکلات داستان نویسی دینی فقدان منابع پژوهشی معتبر و موثق است، بنابراین با استناد به همان جمله معروف "ملتی که سنت تاریخ نویسی نداشته باشد، ملتی است که فاقد حافظه تاریخی خواهدبود" مبتلا به همینآلزایمر تاریخی هستیم، چرا سنت تاریخ نویسی ما به چند کتاب تاریخ طبری، بیهقی و ... محدود مانده است.                   
به مناسبت سالروز شهادت هفتمین اختر تابناک امامت و ولایت امام موسی کاظم (ع) با غلامرضا آبروی نویسنده کتاب "مهربانتر از پروانه ها" (انتشارات حضور) و "زندانی بی حصار" (انتشارات مدرسه) _ داستان و زندگی نامه امام موسی کاظم (ع) _ به بررسی این آثار و پژوهش های دیگری که درباره امام هفتم منتشر شده، پرداخته ایم.
 آبروی که از نویسندگان جوان قمی است آثار دیگری در حوزه ادبیات دینی دارد که "امام حسن عسکری(ع) رام کردن اسب وحشی"، "امام رضا(ع) چهره ای مهربان"، "امام صادق(ع) شب بارانی"، "امام باقر(ع) کار و کوشش"، "امام سجاد(ع) بهترین پاسخ"، "امام علی(ع) دستهای نیرومند"، "حضرت محمد(ص) خورشید در زمین"، "حضرت فاطمه(س) گردنبند عجیب"، "امام حسین(ع)" فرشته از جمله این آثار این نویسنده است:
- داستان های مهربانتر از پروانه از چه زاویه ای به زندگی امام موسی کاظم (ع) پرداخته است؟
این داستان را از زاویه لطیف و نرم برای کودکان و نوجوانان نوشتم و در آن به یکی از ماجراهای مهم زندگی امام موسی کاظم (ع) پرداختم. محتوای این کتاب روایت داستانی همان حکایت معروف مردی از دشمنان آل علی (ع) است که  به امام کاظم (ع) ناسزا می گفت، اما برخورد امام با او چنان بزرگ منشانه بود که آن مرد بددهن و خشن را نرم و آرام کرد. در این داستان با فضاسازی زیبایی از طبیعت و پروانه ها شخصیت امام کاظم (ع) برای کودکان پرداخت شده است.
- تا چه اندازه در این داستان سعی کرده اید از روایت خشک تاریخی دور شده و داستانی بنویسید که تخیل در نقش محوری داشته داشته باشد و بر جنبه تاریخی آن غلبه کند؟
متاسفانه در داستانهای تاریخی بویژه داستان های دینی نویسنده نمی تواند زیاد از روایت مستند فاصله بگیرد و عنصر تخیل را حاکم کند و ناچار باید به اصل روایت وفادار باشد، در این کتاب هم سعی کرده ام، تا آنجا که امانتداری در اصل سند تاریخی و روایی حفظ شود، در موضوعهای فرعی دست برده و برای فضاسازی داستان از تخیل استفاده کنم، تا برای مخاطبان کودک و نوجوان هضم این داستانهای تاریخی آسانتر باشد.
- سوال من درباره حدو مرز تخیل در این داستانها، به این دلیل است که رمان و داستان بر محور تخیل می چرخد، حتی در حکایت های دینی فارسی هم که فاصله تاریخی آنها نسبت به رویدادهای تاریخی محل بحث نزدیک است، نمی توان حکایتی یافت که در آنها اصل واقعیت تاریخی موبه مو رعایت شده باشد، در حالیکه می دانیم در آن دوره محدودیت ها بیشتر از امروز بوده، آیا امروز برداشت ها و هنجارهای اجتماعی تغییر کرده که استفاده از تخیل در این نوع داستان نویسی خط قرمز محسوب می شود؟
حد و مرز تخیل در این داستانها وفادار بودن به اصل واقعیت است، به تعبیری دخالت تخیل در روایت تاریخی زندگی ائمه معصومین (ع)  تا آنجا برای نویسنده جایز است که در اصل روایت خدشه ای وارد نشود و با تحریف این اصل حرف یا اندیشه و احساس و عملی به شخصیت معصومین (ع) نسبت داده نشود که از واقعیت زندگی یا حقیقت وجودی آن بزرگواران دور یا نامتناسب باشد،  در واقع نویسنده اجازه ندارد که محتوا را فدای فرم تازه کند و آنچه را خودش دوست دارد یا می پسندد، خلق کند. زیرا معصومین (ع) الگوهای دینی ما هستند که گفتار، رفتار و پندارشان برای مسلمانان بویژه تشیع حجت است و اگر تخیل نویسنده هر چند زیبا باشد اما چیزی را به ایشان نسبت دهد که خلاف واقع است نویسنده مورد اعتراض و مواخذه قرار می گیرد و اگر نتواند پاسخگوی این انتقادها باشد، حتی تخیل زیبای او راه به جایی نمی برد.
- اما ایران در ادبیات دینی و عرفانی پیشینه ای درخشان دارد درحالیکه به نظر می رسد امروز علاوه بر اینکه نوآوری در داستان دینی وجود ندارد، حتی از این تجربه های درخشان گذشته نیز از دید نویسندگان ادبیات دینی مغفول می ماند. مثلا حکایت های شیرینی درباره شخصیت های تاریخی و دینی در آثار شاعرانی چون سنایی،عطار، مولوی و ... نقل شده که در عین حفظ حرمت این بزرگان، شاعر توانسته با استفاده از تخیل خود حکایتی نقل کند که بتواند مقصود عرفانی او را بیان کند. اما نویسندگان امروز چشم خود را بر این میراث بسته اند و داستانها به گونه ای است که گویا تاریخ را به زبانی ساده و روان بازگو می کنند و کار آنها تنها نقالی است نه داستان نویسی. ریشه این مشکل کجاست؟
شاید به این دلیل است که دنیای مدرن، پیشرفت های علمی امروز و زندگی پرشتاب و پر دغدغه انسانهای دوره جدید باعث شده است که عرفان در زندگی ما نقشی نداشته باشد و یا اینکه نقش آن کمرنگ شود. حتی این نقیصه در زندگی وتفکرات هنرمندان و نویسندگان عصر جدید هم وجود دارد. بنابراین ما دیگر نمی توانیم شاهد آثار چشمگیری باشیم که بتواند روح و روان مخاطب را تسخیر کند، با بررسی زندگی و آثار عرفای بنام ایران پی می بریم که عرفان جایی تجلی پیدا می کند که انسان از قید و بند مادیات خارج  شود و در زندگی ساده و بی آلایش خود، اندیشه ای عمیق و هدفی والا داشته باشد، البته من اعتقاد ندارم که ادبیات امروز ایران  کاملا از این ویژگی خالی شده، اما مسلم است که تعداد آثار عرفانی در مقایسه با گذشته انگشت شمار است، زیرا ما دیگر در دوره سنایی، عطار، مولوی و حافظ و... زندگی نمی کنیم، دوران زندگی این شاعران برجسته با دوران ما بسیار متفاوت است و هنجارها و ارزش های گذشته جای خود را به هنجارهای دیگری داده است.
- خیلی ها اعتقاد دارند که همان خرده ماترکی که از تجربه شاعران و نویسندگان دوره طلایی ادبیات دینی  به دست ما رسیده، ما را از حد بازنویسی و ساده نویسی فراتر نبرده است، برای گذر از بازنویسی و رسیدن مجدد به تجربه موفق بازآفرینی چه راهی را باید در پیش گرفت؟
حفظ امانت در روایت تاریخی مانع از بازیافتن به طور کامل در متون دینی می شود، در ضمن ما چه اصراری داریم که این از بازنویسی گذر کنیم و به بازآفرینی برسیم. هر مظروفی ظرف خودش را دارد،  من فکر می کنم متون دینی از همین حدی که تاکنون انجام شده، یعنی بازنویسیف فراتر نمی رود، چرا که بازآفرینی مستلزم دخل و تصرف نویسنده در اصل ماجراست که این کار در متون دینی ما امکانپذیر نیست و قرار هم نیست که هنرمند یا نویسنده در هر چیزی و یا هر موضوعی دخل و تصرف کند و قداست آنرا خدشه دار کند و یا آنکه خدای نکرده خودآگاه و یا ناخودآگاه مرتکب بی حرمتی شود.
_ با وجود اینکه به گفته منتقدان شاهد ارتقای کیفی نه تنها در داستان دینی بلکه در کل داستان نویسی نداریم، اما آمارها نشان از افزایش این آثار است و نویسندگان داستان های دینی در یک ماراتن ادبی می خواهند، گوی سبقت را از همگنان خود بربایند، آیا افزایش داستان ها درباره زندگی ائمه نشان از حرکت به سمت تحول ادبیات دینی است یا آنکه نشانه مد شدن چاپ این داستانهاست و ناشران ایرانی تلاش می کنند تا انتشار چند داستان درباره ائمه را در کارنامه ادبی خود داشته باشند؟
می توان گفت، هر دو این نظر در دوره اخیرصادق است، گرایش ناشران در دو دهه اخیر به چاپ آثار مذهبی به صورت کمی و کیفی نشان از این دارد که هر دو هدف دنبال می شود و امیدواریم هم نویسندگان و هم ناشران بیشتر به کیفیت فکر کنند تا آثاری ماندگار و تاثیرگذاری در این زمینه خلق شود.
_ گویا آثار دیگری نیز درباره امام موسی کاظم دارید؟
بله؟ کتاب دیگری به عنوان "زندانی بی حصار" به سفارش انتشارات مدرسه نوشتم که در سال 1387 چاپ شد و کاندید جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در سال 1388 بود. در این کتاب داستان مهم و کلیدی از زندگی آن حضرت برای مخاطب نوجوان در کنار هم آمده که به شیوه بیوگرافی داستانی پرداخت شده است، در مجموع زاویه دید در این داستانها مستند و متناسب با تاریخ معتبر است، اما در بازنویسی و پرداخت آن سعی کرده ام تا مخاطب خاص به راحتی با زبان و فرم این زندگی نامه ارتباط برقرار کند و آموزه های دینی، اخلاقی و عبرت آموز را از زندگی آن حضرت به طور تاثیرگذار کشف کند.
_ چرا کتاب های پژوهشی که درباره زندگانی امام موسی کاظم نوشته شده کمتر است، آیا این خلا ناشی از فقدان منابع تاریخی درباره ایشان است یا آنکه پژوهشگران چند دهه اخیر در این خصوص کوتاهی کرده اند؟
در زندگی ائمه (ع) تحقیق و پژوهش بسیار و دامنه داری شده که در نتیجه همین پژوهش ها کتابهای فراوانی به چاپ رسیده است که بسیار هم معتبر و موثق هستند، بنابراین من فکر می کنم که پژوهشگران چند دهه اخیر رغبت و انگیزه زیادی برای پژوهش در این حوزه دارند اما مشکلی که بر سر راه آنها قرار دارد، این است که در خیلی از موارد منابع و اخبار کمتری از گذشته به دست آنها رسیده است، چرا که  در مقایسه با سایر معصومین بیشتر عمر مبارک حضرت امام موسی کاظم (ع)  در حبس و تبعید گذشته و به همین دلیل ارتباط مردم، تاریخ نویسان و راویان احادیث با ایشان کمتر از سایر ائمه بوده است، در واقع همین شرایط خفقان آوز سیاسی و اجتماعی  آن دوره باعث شد که تاریخ نویسان و راویان احادیث از بعضی شخصیت های دینی روایتی بیشتر و از بعضی کمتر ارایه کنند.
_ در حال حاضرآثار دیگری برای چاپ دارید؟
امسال کتاب زندگی امام هادی (ع) را به سفارش انتشارات مدرسه برای مخاطبان کودک و نوجوان نوشتم که در درست بررسی و تصویب است در حال حاضر داستانهایی از پیامبران برای کودکان می نویسم که هفت جلد آن در انتشارات حضور قم در حال آماده سازی برای چاپ است و نگارش سه جلد دیگر نیز به پایان رسیده و در حال بازنویسی و اصلاحات آن هستم. همچنین از طرف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز مشغول پژوهش در قرآن برای نوشتن کتابی با عنوان "گناه در قرآن" هستم که به زودی نگارش آن را شروع می کنم.
 
پایان پیام/

      منبع خبر : دفترمركزي

بازگشت 

كليه حقوق اين سايت متعلق به شركت كتابشهر ايران مي‌باشد